تبلیغات
ضد هوایی
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تا وزیر هم مجرم است...

 - الو علی! اینکه‌کار نمیکنه!
 - چی خودم امروز صبح داشتم باهاش کار میکردم
  - نمیدونم الان هرچی میزنم کانکت نمیشه
  - قطع کن دوباره وصل شو
  - صد بار امتحان کردم نمیشه خودت یه امتحانی بکن
  - صبر کن...
  - الو؟ آره کار نمیکنه
  - دیدی میگم
  - به نظرم اینم زدن
  - ...
اخیرا با‌خبرشدیم رتبه سرعت اینترنت در ایران باز هم سقوط کرد و معلوم هم نیست این سقوط آزاد تا کجا ادامه پیدا میکند.کمبود سرعت اینترنت میتواند ناشی از کم کاری چندین و چند سازمان اعم از مخابرات، شرکت ارتباطات زیر‌ساخت و... باشد اما نکته دردآور تر از سرعت حلزونی اینترنت در ایران موضوع دیگری است.
دسترسی به تارنمای فرا خوانده شده امکان پذیر نمی‌باشد. این جمله ایست که احتمالا زیاد با آن برخورد کرده اید. جمله‌ای که بعضی اوقات حتی دلیلش را هم نمی‌دانید. وقتی آن را می‌بینید آهی از نهاد بر‌می‌آورید و به سراغ راه دیگری برای دسترسی به آن تارنما می روید:
نرم افزار عبور از سد
بیایید واقع بینانه بنگریم. چند درصد از مردم که دسترسی به اینترنت دارند از این نرم افزار ها استفاده نمیکنند؟ جور دیگری مطرح کنم: چند درصد به قوانین( چه از جنبه اجتماعی و چه شرعی) احترام میگذارند؟ چند نفر دلیل فیلتر شدن درگاه ها را میدانند و با آگاهی به آن ها مراجعه نمیکنند؟
دلایل متعددی برای پایش شدن یک درگاه موجود است. یکی از دلایلی که بیشتر کشور ها از آن برای پایش درگاه ها استفاده میکنند وجود محتوای غیراخلاقی در درگاه های مختلف است که بعید است کسی با آن مخالفت داشته باشد. از دلایل دیگر نوع محتوای سیاسی و اجتماعی درگاه هاست که باعث آزاد بودن یا پایش شدنشان می‌شود. این سطح از پایش در کشور های دنیا متفاوت است و بر اساس قوانین مصوب در آن کشور هاست. این نوع  کمابیش در همه کشور ها وجود دارد، در بعضی علنی و در بعضی کاملا مخفی و نامحسوس.
در کشور ما به دلیل داشتن شرایطی ویژه از نظر سیاسی و فرهنگی طبیعتا فیلترینگ متفاوتی هم وجود خواهد داشت. کمیته‌ای متشکل از سازمان‌های مختلف(وزارت ارتباطات، قوه قضایه و...) در مورد درگاه ها تصمیم میگیرند.از درگاه هایی که در کشور ما مسدود است شبکه های اجتماعی معروفی مانند فیسبوک هستند. شبکه هایی که با دلایل امنیتی و فرهنگی از دسترس خارج شده اند. شبکه هایی که بعنوان ابزاری برای جنگ مورد استفاده هستند. اما بسیاری غافلند، عمدتا مسوولان.
اخیرا از طرف چند وزارتخانه زمزمه هایی از رفع فیلتر این شبکه ها به گوش میرسد. زمزمه هایی که مخالفان و موافقان زیادی دارد. ولی سوال اینجاست کدام بر حقند؟ قضاوت با خودتان است.
موافقان معتقدند نمیتوان به زور مردم را از شبکه ها دور کرد و باید از ظرفیت های این شبکه ها استفاده کرد. تا حدی درست است شبکه های اجتماعی فرصت های خوبی هستند و همانطور که در محاوره بالا دیدید نمیتوان آن را کاملا از دسترس خارج کرد. از طرفی مخالفان معتقد به مضر بودن این شبکه ها برای خانواده، فرهنگ و در بعضی اوقات مانند فتنه ۸۸، برای امنیت ملی یک تهدید هستند. هر دو نقطه نظراتی دارند که به نظر اشتباه نمی‌آید ولی ضرر ها بر منافع غالبند با برعکس؟
در پاسخ باید گفت شبکه ها بر دونوع هستند: داخلی و خارجی. داخلی مانند کلوب و خارجی مانند فیسبوک. شبکه های داخلی از داخل کشور اداره می‌شوند تابع قوانین کشور هستند نظارت و کنترل حریم خصوصی افراد و اتفاقات در آن راحت تر است. در طرف دیگر شبکه خارجی تابع قوانین درون کشور ها(البته در بیشتر موارد) نیستند و امکان نظارت و کنترل هم کمتر است. شاید برای شما جالب باشد که مگر شبکه داخلی هم داریم؟ پاسخ همانطور که گفته شد مثبت است و حتی تعداد آن‌ها هم زیاد است.
سوال این است که چرا از طرفی شبکه‌های اجتماعی خارجی بد و مخرب معرفی میشوند(که تا حدی هم هستند) ولی صرفا به نهی اکتفا میشوند و جایگزینی‌را مشاهده نمیکنیم؟ چرا فقط به عامل فشار اکتفا می‌شود و شبکه های مفید و قابل رقابت با دیگر شبکه های خارجی تبلیغ نمیشوند و مورد حمایت قرار نمی‌گیرند؟ شاید شبکه‌های داخلی به پیشرفته بودن شبکه‌های خارجی نباشند ولی آیا نمی‌شود با حمایت صحیح آن‌ها را به آن سطح رساند؟ آیا همین شبکه ها کمک کننده به اقتصاد و فرهنگ نمیتوانند باشند؟ 
متاسفانه عملکرد ضعیف سازمان های مربوطه در اطلاع رسانی به این منجر شده که درصد کثیری از مردم به لحاظ قانونی مجرم باشند و قانون به سخره گرفته‌ شود. مردمی که در بین آن ها از وزیر و رییس داریم تا اشخاصی در لباس روحانیت. آیا قانونی که این تعداد از مردم آن را رعایت نمیکنند بی‌اشکال است؟
شاید وقت آن رسیده که به جای حرف های پر رنگ و لعاب و مردم فریبی و طرفداری از طرف مقابل به همین مردمی تکیه کنیم که در هیچ امتحانی نا‌موفق بیرون نیامده‌اند.


نوشته شده توسط :A A
دوشنبه 9 تیر 1393-12:14 ب.ظ
نظرات() 

مسئله اصلی

قدس! سرزمینی مقدس برای همه ادیان ابراهیمی، یهودی مسیحی و مسلمان. سرزمینی که سال ها هر سه گروه در کنار هم زندگی می کردند. محل حکومت سلیمان(ع)، محل دفن یعقوب(ع) سرزمین عیسی بن مریم(ع) و بالاخره اولین قبله گاه مسلمانان و محل عروج پیامبر عظیم الشان اسلام(ع).

اما حیف!

حیف که اکنون زیر تاخت و تاز قومی، بر چهره اش گرد و غبار نشسته و کبود شده.

حیف که سرزمینی به این تقدس در انحصار گروهی خاص درآمده که فقط زندگی آن جا را حق قوم خود می دانند و بقیه را گوسفندانی می پندارند.

حیف که مردمانی که بدر را دیده اند، طعم پیروزی خیبر را چشیده اند، سال ها دررفیع ترین مکان عای علمی دنیا بوده اند، حالا روبروی دیدگانشان غبار غفلت است، غبار غفلت از حدیث نبوی:

«هرکس صدای فریاد کمک مظلومی را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نیست»

نوشته شده توسط :A A
پنجشنبه 10 مرداد 1392-11:19 ب.ظ
نظرات() 

انتظارات ما از رییس جمهور چیست؟

بسم ربّ الشهدا و الصدیقین


خب اول از همه تبریک میگویم حماسه سیاسی ملت رو که به حق سیلی محکمی بود به دهان کسانی که میگفتند بیشینه مشارکت 25 درصد خواهد بود.

رییس جمهور جدید به همت ایرانیان با همت انتخاب شد و از مرداد آغاز به کار خواهد کرد. طبیعتا نفر به نفر ایرانیان انتظاراتی از رییس جمهور منتخب دارند که امید است بعضی از آن انتظارات در این مقاله تجلی پیدا کند.

اول باید برای هرچیزی تعریفی داشت تا بر مبنای آن بتوان صحبت و بحث کرد. تعریف حقیر از انتظارات مردمی اینه:

چیزی که مردم از منتخب خود توقع دارند که در چارچوب اختیارات خود انجام دهد.

همانطور که از شعار امسال پیداست در حال حاضر هدف ما باید حماسه اقتصادی باشد از آن جایی که حماسه سیاسی که مظهر آن انتخابات بود محقق شد.

طبیعتا مردم از رییس جمهور انتظار دارند که به جای دعوا و کشمکش سیاسی به ساماندهی و اصلاح امور اقتصادی بپردازد. مردم انتظار دارند که رییس جمهور دراجرای این امر کوتاهی نکند، به مردم دروغ نگوید و وعده های سر خرمن ندهد.

البته همین مردم انتظار دارند که رییس جمهور در این راه از محدوده چارچوب تعریف شده قانون اساسی خارج نشود و برای انجام این مهم از عزّت و کرامت مردم ایران خرج نکند.

مردم توقع دارند که رییس جمهور متخب بتواند که هم چرخ کارخانه هاشان را روغن کاری کند، هم چرخ انرژی صلح آمیز هسته ایی را بچرخاند. انجام این دو مهم نباید بر یکدیگر تاثیر داشته باشد.

مردم انتظار دارند که نبینند که کودکی در حلبی آباد های اطراف شهر آرزویش این باشد که هنگام باران در خانه خود خیس نشود، مردم انتظار دارند که نبینند پدری شرمنده خانواده اش برای ساده ترین مایحتاج زندگی باشد و کسانی، چرا پرده پوشی کنم؟خیانتکارانی از دلار ارزان خرج وارد کردن پورشه و بنز و بی ام و  و ...کنند.

به سیاست وارد شویم. سیاسیت خارجی همیشه یکی از مهم ترین مقولات اداره کشور بوده. مردم از رییس جمهور میخواهند سیاست وی به نحوی باشد که حقوقشان پایمال نشود، مردم می خواهند سیاست دولت در برابر دشمن دیرینه این مردم نرمش و سازش نباشد. انقلاب این مردم مبارزه با فرهنگ غربی و سبک زندگی غربی بود. خون شهدا برای احقاق حکومت اسلامی بر پایه ولایت بود که سال ها از آن محروم بوده اند. آیا نرمش در برابر غرب بی ارزش کردن خون شهدا و دهان کجی به ارزش های همین مردم نیست؟

 اصلا چرا حرف را دراز کنم؟ یک کلام، به حرف امام(ره) عمل کند و آن را هدف قرار دهد:

انقلاب را صادر کند.

انقلاب چگونه صادر میشود؟ وقتی که مردم جهان ببینند که تحریم ها، تهدید ها و کارشکنی های دشمنان بر فرهنگ اسلامی( در کشور ما آمیخته با ایرانی) اثر ندارد و اسلام گرایی معتدلانه کلید حل همه چیز است و کشور های پر مدعای غربی به مثابه سگی هستند که فقط پارس میکند و دندان نمی گیرد.

سیاست خارجی را گفتیم اما اگر سیاست داخلی مهم تر نباشد، کم اهمیّت تر نیست.

هر سه قوای سه گانه برای اهداف عالی نظام به وجود آمده اند. پس دلیل موجهی ندارد که هر روز شاهد درگیری بین دولت ومجلس یا دولت و قوه قضاییه یا ... باشیم. همه برای یک هدف وجود دارند که تعریف شده است.

اما در موضوع فرهنگ که الحق در سال های اخیر ضربات سهمناکی به آن وارد شد و نتیجه اش آمار طلاق بالا و فساد و فحشا حال حاضر است، نمیخواهم سیاه نمایی کنم و نمی توان گفت که دولت هیچ کاری نکرد اما...

چرا باید فرهنگ زیبای اسلامی- ایرانی توسط نزدیکان رییس جمهور ایرانِ اسلامی زیر سوال برود؟ چرا باید شاهد به زندان رفتن طلبه ای باشیم که علیه زمین خواری قیام کرده؟ چرا باید شاهد گرایش جوانان به سمت فرهنگ غرب باشیم؟ چرا عده ای با ماشین های دلار ارزان خود در خیابان ها فخر بفروشند و کودکی در گوشه خیابان مشق بنویسد و کار کند؟ آیا غیر از این است که کم کاری کردیم؟

این جا از ضمیر جمع استفاده میکنم چون همه مقصریم. مقصر هستیم وقتی که گنده لات محل جلوی نان فروشی دختر 11 ساله و خواهر کوچکترش را بخاطر حجاب داشتن تهدید میکند و همه خود را به خواب و کری و کوری زده ایم. مقصریم هنگامی که جلوی چشممان رشوه میگیرند و رشوه می دهند ولی همه به چشم نه یک گناه بلکه یه راه حل نگاهش میکنیم. در این زمینه همه مقصرند و هرچه مقام بالاتر رود تقصیر بیشتر.

حمله فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی! بله این وضعیت حقمان است وقتی که بی توجهیم.

انتظار ما از رییس جمهور این است:

احقاق فرهنگ اسلامی-ایرانی نه فرهنگ غرب. نه فرهنگ بی بند و باری به اسم آزادی جوانان. نه فرهنگ لیبرال به اسم اسلام.

والسلام.



نوشته شده توسط :A A
سه شنبه 4 تیر 1392-11:06 ب.ظ
نظرات()